ناصر الدين شاه قاجار

58

شهريار جاده ها ( سفرنامه ناصر الدين شاه به عتبات ) ( فارسى )

واقع است . [ 302 ] روز دوشنبه [ ششم شهر شعبان ] در منزل مانديم نوكرها و . . . آمد و رفت زيادى شد . وزير خارجه ، ناظم افندى و فهمى افندى شهبندر « 1 » رومى « 2 » را كه در كرمانشاهان است ، حضور آورد با ميرزا هادى خان مباشر مهام خارجه اين‌جا ، و ميرزا موسى رشتى سرحددار و آقا حسن پسر حاجى خليل تاجر عرب اين تاجر عرب ، بسيار قوى هيكل چشم و ابرو سياه صاحب . . . كلفت ، اما مىگفتند مرد خوبى است . بعد عصرى تيراندازى توپ كردند . با توپ‌هاى كرمانشاهان هر تير را به نشانه زدند . بسيار بسيار خوب تيراندازى شد . تماشاچى از هر قبيل زياد بود واقعا عجب تيراندازى كردند . آفرين ، فوج قزوين هم با كمال شكوه مشق كرده ، گلوله با تفنگ سوزنى به نشانه انداختند . تماشاچى هم زياد بود . بسيار بسيار عصر خوبى گذشت . باشكوه و جلوه ، شب هم آتش‌بازى خوبى شد . ديشب بخارى خانه بدر السلطنه را آتش كرده بودند اتاق‌هاى اندرون را آتش زده بودند . مردم ريخته خانه‌ها را خراب كردند . نصفه اندرونى عماد الدوله را خراب كردند . بسيار كج خلق شدم . آقا مردك غلام‌بچه ، صبح دم جائى « 3 » اين حرف را عرض كرد . شب را خوابيدم شمس الدوله اصفهانى بزرگ ، [ اصفهانى ] كوچك ، شيرازى كوچك ، زهرا سلطان ، پيش ما بودند اما هيچ كارى نشد . همين طور خوابيدم . باشى ، باشى غلام‌بچه تكسر مزاجى داشت نبود . روز سه‌شنبه [ هفتم شهر شعبان ] امروز صبح سوار شده به كنشت و پرخير رفتيم . با مجد الدوله ، حبيب الله خان ، محمد رحيم خان ، صحبت مىكرديم . بعد سوار كالسكه شده راندم رو به شمال . در دامنه سايه كوه سختى به ناهار افتاديم . على رضا خان ، ميرزا على خان ، محقق ، محمد تقى خان گشاد ، آقا على ، [ 303 ] سياچى مياچى بودند ميرزا محمد خان ، چرتى كوچك ، اين‌جا كه ناهار خورديم . مقابل كوه بلند سختان غريبى بود . مثل ديوار صاف بود . دو نفر كوه‌رو ، كه آن روز در طاق بستان بالاى كوه رفتند ، اينجا هم پابرهنه ، رفتند . بالا ، الى آسمان . . . رفتند . خيلى كار غريبى بود . سياچى هم خواست برود نشد .

--> ( 1 ) . شهبندر - نمايندگان دولت عثمانى ( 2 ) . رومى : مقصود عثمانى است . ( 3 ) . مستراح